عشق ورزی در سازمان های شاد و موفق

عشق ورزی در سازمان های شاد و موفق
عشق ورزی:

خانم تیرا فرانک مدیریت یک خانه سالمندان در کپنهاک را بر عهده دارد. او حدود 50 سال سن دارد و همیشه خوش برخورد، پر انرژی و شاداب است. فعالیت در حوزه مسائل اجتماعی همیشه محدویت هایی از جنس کمبود پول، وجود خط قرمزهای مختلف و آزادی عمل اندک را به همراه دارد. در چنین شرایطی او دست به کارهایی زده است که خانه سالمندان خود را به رتبه بهترین در دانمارک رسانده است. کارکنان او به کار در آنجا عشق می ورزند و سالمندان از زندگی در آنجا لذت می برند. کارکنان این خانه سالمندان همیشه در حالت روحی خوبی بوده و شاد هستند. در این خانه سالمندان در پایان هر هفته یک میهمانی برگزار می شود و در هنگام صرف شام، توسط یک نوازنده چیره دست برای آن ها پیانو نواخته می شود.

در طول اولین جشن کریسمس که تیرا مسئولیت رهبری موسسه را بر عهده گرفته بود، همسرش از او درخواست کرد که برای کارکنان خود هدیه کریسمس تهیه کند. انجام این کار در موسسات خدمات اجتماعی چندان رایج نبود و خانه سالمندان بودجه ای برای آن نداشت. او به یک مرکز خرید بزرگ رفت و برای همه کارکنان خود یک جعبه شکلات خرید. در کنار آن به تعداد کارکنان کارت تبریک خرید و ضمن تبریک سال نو، احساس خود را از کار کردن با آن ها برایشان نوشت. بسیاری از کارکنان از دریافت این هدیه آن قدر خوشحال شدند که اشک شوق در چشمانشان حلقه زده بود. دلیل اصلی این شادی دریافت دست نوشته ای از رهبر سازمان به طور ویژه و منحصر به فرد بود نه جعبه شکلات.

بر مبنای هرم معروف مازلو، اساسی ترین نیاز ما انسان ها، نیازهای فیزیولوژیکی نظیر غذا، خواب، نیاز به امنیت و … است. در سطح بعدی نیاز به وابستگی و محبت قرار دارد. نژاد ما انسان ها در قالب گروه ها و اجتماع های مختلف شکل گرفته و در طول زمان به حیات خود ادامه داده است. به همین دلیل تعداد کمی از ما می توانیم بدون احساس دلبستگی و محبت به شادی دست بیابیم. اگر از افراد بپرسید که در محیط کار چه چیزهایی برای شما شادی آفرین هستند بسیاری از آن ها خواهند گفت:

  • همکاران خوب و جذاب.
  • یک مدیر خوب.
  • ارتباطات خوب.
  • وجود حس شادابی و لطافت در محیط کار.

هر کدام از این موارد نشانه های ارتباطات سالم و خوب، توجه، محبت و عشق در محیط کار هستند. نشانه های ساده ای که افراد آن ها را دوست دارند و از طریق آن ها روابطشان را با یکدیگر تقویت می کنند. این ارتباطات خوب فقط به مدیران و کارکنان خلاصه نمی شود بلکه می تواند به فضای ارتباطی با مشتریان، تامین کنندگان، سهام داران و کل سازمان تسری یابد. شرکت هواپیمائی Southwest  نمونه سازمانی است که به درک درستی از میزان اهمیت عشق در محیط کار رسیده است، آن ها خودشان بارها و بارها خطوط هواپیمائی خود را خطوط هوائی عشق نامیده اند. این شرکت افراد متقاضی برای استخدام را ابتدا بر مبنای تیپ شخصیت و سپس مهارت های کاری ارزیابی و جذب می کند. شعار آن ها این است: ” استخدام بر مبنای نگرش، آموزش برای مهارت ها”. در نتیجه می توان گفت این خطوط هواپیمائی نه تنها محیط کاری شاد و موفق است بلکه در مقایسه با رقبا، شرکتی سودده و پر درآمد هم هست.

برای شناخت افراد در محیط کارتان اقدام کنید. لزومی ندارد شما با همه دوستی صمیمانه داشته باشید، ارتباط مثبت یکی از فاکتورهای اصلی برای حصول اطمینان از امکان دست یابی به محیطی شاد است. این ارتباطات مثبت می توانند به وسیله کارکنان، مدیران، مشتریان و حتی رقبا تقویت و توسعه داده شوند. برقراری ارتباط مثبت در ابتدا شاید کار ساده ای باشد اما حفظ آن در بلند مدت کمی نیاز به از خود گذشتگی و خلاقیت دارد. در بخش های بعدی به چند توصیه راه گشا در این زمینه اشاره می شود.

اقدامات جالب برای افزایش مهربانی در محیط کار:

“پاتریشیا یکی از کارکنان شرکت بود که تقریباً همیشه آخرین فردی بود که شرکت را ترک می کرد. در یکی از روزها پاتریشیا قبل از خروج از شرکت لیوان قهوه خود را به آبدارخانه برد تا پس از شستن، آن را سر جایش گذاشته و به سمت خانه راه بیافتد. او در کنار ظرف شوئی لیوان همکارش لیزا را دید و به سرعت لیوان خودش و لیزا را شست. او یادداشتی با عنوان: ” روز خوبی داشته باشی” به همراه یک عکس لبخند برای لیزا کشید و آن را بر روی لیوان لیزا چسباند. سپس به سمت خانه رفت. فردا صبح لیزا لیوان به دست و با لبخند به تمام واحدها سر می زد و می پرسید: ” این کار کی بوده؟ اون کیه که باعث شده من صبحمو اینقدر خوب شروع کنم؟” پاتریشیا به لیزا گفت که این کار او بوده و لیزا بابت این کار از او بی نهایت تشکر کرد. حرکت به ظاهر کوچک اما تاثیرگذار پاتریشیا روز کاری لیزا را به یک روز کاری خوب تبدیل کرد. او آن روز را با انرژی بیشتری شروع و تمام کرد.”

اگر می خواهید در محیط کار به شادی بیشتری دست بیابید بدانید که ایجاد فضایی برای شادی دیگران راه بسیار موثری است:
  • شاد کردن دیگران در محیط کار به خودی خود سرشار از هیجان و انگیزه است.
  • شادی واگیردار است، پس حضور تعداد افراد شاد بیشتر در محیط کار یعنی شادی بیشتر برای شما.
  • اگر شما دیگران را در محیط کار شاد کنید، شانس بیشتری دارید که آن ها هم به برنامه ای برای شادی شما فکر کنند. به این موارد بسیار ساده و راه گشا نگاه کنید:
  • برای یک یا چند نفر بدون این که خواسته باشند، قهوه بیاورید
  • یک پیام ویژه و انرژی بخش برای یک نفر نوشته و بر روی میز کارش بگذارید
  • به دیگران پیشنهاد کمک رسانی در کار کنید
  • شیرینی پخش کنید
  • یک گل بر روی میز یک نفر بگذارید
  • یک کارت برای یک نفر بنویسید
  • زمانی برای گفتگو صرف کنید
  • از چند نفر در مورد تعطیلاتشان بپرسید
  • صبح بخیر و خدانگهدار بگوئید.

دیوید والس مدیر عامل یک شرکت مخابراتی در بارسلونا این داستان را برای من تعریف کرد: “دفتر کار ما در طول یک سال دوبار جابجا شد. در یکی از جابجائی ها هنگامی که من برای اولین بار در حال ورود به ساختمان جدید بودم، یکی از کارکنان نگهبانی ساختمان با نگاهی شاکی و عصبانی به من نگاه می کرد. این طور تصور کردم که در ذهنش از من می پرسد: ” تو کی هستی و کجا داری می ری؟ من به او صبح بخیر گفتم و وارد آسانسور شدم. روز بعد با خودم فکر کردم که تمرین کنم ببینم لبخند چطور می تواند نحوه برخورد او را با من تغییر دهد. هنگامی که وارد ساختمان شدم، به او نگاه کردم و با چهره ای باز، لبخندی کامل و شاداب به او صبح بخیر گفتم. این نوع برخورد من باعث شد اخم از چهره او دور شود و او نیز در پاسخ به من گفت ” صبح بخیر”. من تمرین ” تجربه لبخند عمیق” را انجام می دادم و به چشمه ای برای انتقال لبخند به دیگران تبدیل شده بودم. هر روز صبح با لبخند وارد محیط کار می شدم و با انرژی به دیگران می گفتم: ” صبح بخیر”. این باعث می شد روز کاری خودم را با لبخندی بر چهره و لبخندی عمیق تر در قلبم شروع کنم. ارتباطات من با تیم نگهبانی شرکت بسیار عالی است. من برای چند لحظه هم که شده با آن ها خوش و بش می کنم و سعی می کنم لحظاتی که با آن ها صحبت می کنم حس خوبی برایشان ایجاد کنم. نتیجه بسیار فوق العاده بود. من این تمرین را به فعالیت های هر روز خودم در زندگی اضافه کرده و سعی کردم به هر کسی که سر راهم قرار گرفت لبخند بزنم. حس خوبی نیست که شما هر روز صبح با اشتیاق وارد محل کار خود شوید، با شور و انرژی و با صدای رسا بگوئید ” صبح بخیر” اما برای پاسخ به شما از کسی صدایی بلند نشود پس باید تلاش کنید این روحیه را به سایر اعضاء تیم هم منتقل کنید”. 

هر روز صبح که سر کار می روید سری به دپارتمان خود زده و با افراد خوش و بش کنید. برای خوش و بش اول صبح به نکات ذیل توجه کنید:
  • تماس چشمی برقرار کنید.
  • به افراد تمام توجه خود را بدهید.
  • شاد و مثبت باشد.

هنگامی که برخی افراد پس از شما به محل کار می رسند زمان کوتاهی را برای سلام و احوال پرسی با آن ها اختصاص دهید. این کار را در انتهای هر روز کاری نیز تکرار کرده و با همکاران خود به گرمی خداحافظی کنید. این کارها شاید به نظر ساده برسند اما تاثیر بسیار قابل توجهی بر روی ارتباط افراد با یکدیگر در طول روز می گذارد.

به افراد توجه داشته باشید:

“بهترین مدیری که من در طول مدت فعالیتم داشته ام لیندا بوده است”. این جملات بخشی از خاطرات ماریا، منشی یک شرکت بزرگ مخابراتی در منطقه اسکاندیناوی است. او این طور ادامه می دهد: ” نه تنها دپارتمان ما بهترین و اثربخش ترین تیم کاری شرکت بود بلکه لیندا هم هر سال در رتبه بندی مدیران بالاترین امتیاز را کسب می کرد. لیندا به کارکنان خود به طور ویژه توجه می کرد. او به آن ها به عنوان انسان می نگریست و همیشه سعی می کرد تمام حالات روحی، احساسات، نیازها و افکار آن ها را درک کرده و پاسخ دهد. او برای کارکنان خود همیشه وقت می گذاشت و اطلاعات مناسب و دقیقی در مورد انگیزاننده ها، خانواده، کودکان و زندگی آنان می دانست”. اگر صحبت های شما با کارکنانتان همیشه در مورد اهداف کاری، زمان بندی پروژه ها و وظایف آن ها باشد مطمئن باشید نمی توانید محیط کاری شاداب داشته باشد. در یک محیط کار شاد و موفق افراد به یکدیگر نه فقط به عنوان یک همکار بلکه به عنوان یک انسان هم توجه می کنند.

به افراد فضای صحبت کردن بدهید:

مایکل مشاوری که در دهه چهارم از زندگی اش به سر می برد، تصمیم گرفت یک روز در ماه را از تقویم خود خط زده و زمان خود را به طور جداگانه برای شنیدن حرف های همکاران اختصاص دهد. او این کار را انجام داد و به همه افراد اعلام کرد که در طول این روز می توانند مسائلی را که در روزهای دیگر وقتی برای آن وجود ندارد، در این روز مطرح کنند. افراد از برنامه ریزی این فضا بسیار خرسند بودند و به راحتی مسائل و مشکلات ریز و درشت کار خود را در حضور مایکل مطرح می کردند و مایکل هم برای رسیدن به راه حل با آن ها هم فکری می نمود.

محیط کاری که در آن افراد بیشتر تمایل دارند به هم کمک کنند استعداد بیشتری را برای تبدیل شدن به یک محیط شاد و موفق دارد. کمک به دیگران بدین معنی است که شما برای آن ها ارزش قائل هستید، دوست دارید که آن ها موفق باشند. کمک به دیگران باعث ایجاد حسی خوب در شما می شود و به معنی مشارکت بیشتر و هدفمندی شما در محیط کار است. من اغلب اوقات می شنوم که برخی افراد در محیط کار می گویند: ” من برای کمک به دگیران وقت ندارم، من خودم به اندازه کافی کار دارم”. به هر حال اگر در سازمانی افراد به این باور رسیده باشند، اثربخشی تک تک افراد کاهش می یابد و مدیریت زمان به خوبی صورت نخواهد پذیرفت. در واقع اگر شما نیم ساعت از وقت خود را برای کمک به همکار خود صرف کنید، یک ساعت از وقت او را صرفه جوئی کرده اید. در چنین شرایطی او بقیه ساعات روز کاری اش را بهتر سپری خواهد کرد و همه از بودن در کنار هم حس خوبی خواهند داشت.

اجتماعی سازی:

“کریستین ژل مدیر منابع انسانی یک شرکت معتبر در دانمارک به همراه تیم کاری اش در سال 2003 میلادی با چالش جدیدی رو به رو شد. قرار بود در آن سال طبق معمول جشنی در پایان سال برگزار شود و همه کارکنان در آن حضور داشته باشند. در سال 2003 وضعیت اقتصادی شرکت چندان مناسب نبود و به همین دلیل از تیم منابع انسانی خواسته شد با کمترین هزینه، خلاقیت به خرج داده و جشن را به بهترین شکل ممکن برگزار کنند. قرار بود جشن آن سال به شیوه ای برنامه ریزی گردد که کارکنان تا به حال آن را تجربه نکرده بودند. تیم منابع انسانی در ابتدا تصمیم گرفت جشن را جمع و جورتر برگزار کند. در جلسات هم فکری که آن ها با هم داشتند به ایده فوق العاده ای رسیدند. آن ها تصمیم گرفتند در جشن از تعدادی از کارکنان به عنوان میزبان استفاده کنند. در واقع باید تعدادی از کارکنان وظیفه پذیرائی از سایرین را بر عهده می گرفتند، این وظیفه از گروهی به گروه دیگر منتقل می شد. به طور مثال تیم بازاریابی مسئول سرو میوه و پیش غذا بود، تیم تولید مسئول سرو غذا و همین طور بقیه تیم های کاری شرکت وظایف خود را به نوبت انجام می دادند. در ابتدا این ایده برای خیلی ها جذاب نبود اما در طول برنامه ریزی و اجرا، ایده های خلاقانه و جذاب بسیاری به ذهن آن ها رسید. آن ها از این ایده استقبال کرده و بسیار هم لذت بردند.”

رفتن به سالن بولینگ، برنامه ریزی برای فوتبال دسته جمعی، برنامه ریزی برای رفتن دسته جمعی به کوه، رفتن به یک کافی شاپ برای خوردن قهوه با دوستان و همکاران، برگزاری یک جشن سازمانی و هر چیزی که می تواند به همکاران شما شانس ملاقات و رویارویی با یکدیگر بیرون از محیط کار را بدهد تا بتوانند بیشتر و بیشتر یکدیگر را بشناسند. تلاش کنید به جای اجرای سنتی و پر هزینه، این برنامه ها را به اتفاقاتی جالب و به یادماندنی تبدیل کنید.

سنگ بنای سازمان را با عشق بنا کنید:

Tim Sanders نویسنده کتاب “عشق، بهترین نرم افزار روح و جسم” می گوید: قوی ترین ابزار در تجارت، حرص و ولع پول، ترس و یا رقابت بین کارکنان و مواردی از این قبیل نیست. قوی ترین ابزار در تجارت امروز دنیا عشق است. عشق همان چیزی است که به شرکت شما کمک می کند رشد کرده و قویتر شود. عشق همان چیزی است که شما را به آینده امیدوار و حس رضایت مندی و درک معنا و مفهوم واقعی کار را هدیه می کند. عشق به شما کمک می کند کارها را بهتر انجام دهید.

اگر محیط کار شما فضایی برای افزایش حس تعلق خاطر شما به دیگران، دنیای اطراف، جامعه و خودتان باشد چه احساسی به شما دست می دهد؟ اگر شما فقط به دلیل لزوم تامین مالی خود و خانواده تان سر کار نروید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر شما فقط برای پول، مقام و قدرت کار نکنید چه می شود؟ همه این ها ممکن است اگر شما در فضایی مطلوب قدم برداشته و به کار خود عشق بورزید. شاید این حرف ها بسیار دور از ذهن و دست نیافتنی به نظر بیایند اما افرادی که این رویکرد را برای کار کردن بر می گزینند به طور شگفت انگیزی به شاهکارهایی به یاد ماندنی تبدیل می شوند. تمام کارهایی که آن ها انجام می دهند بر مبنای درک صحیح و کامل از معنا و مفهوم کار است و باعث افزایش شادی آن ها در محیط کار می شود. 

برگرفته از کتاب سازمان های شاد و موفق، ترجمه دکتر دامون نوذری.

مقاله های ما در حوزه سازمان های شاد و موفق در ساز و کار نو را دنبال کنید.

در حال ارسال
نقد کاربر
5 (5 رای)
امتیازات نظرات 0 (0 بررسی ها)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال ارسال

فهرست