مدل یادگیری 70:20:10

مدل یادگیری 70:20:10
مدل یادگیری 70:20:10

مدل 70:20:10 بر مبنای مطالعات مورگان مک کال، رابرت ایچینگر و مایکل لومباردو در زمینه «هسته رهبری خلاق» در دهه 1980 شکل گرفته است. آنها تئوری خود را بر اساس بررسی اثربخش ترین الگوهای یادگیری سازمانی از دیدگاه مدیران اجرایی در مسیر توسعه شغلی افراد طرحریزی کردند.

نتایج بررسی ها نشان داد که 70%  یادگیری آنها از طریق تجربه حین کار، 20% از طریق افراد و 10% از طریق دوره ها و کلاس های آموزشی صورت گرفته است.

مدل 70:20:10 توسط مشاوری به نام چارلز جنینگ با این ایده که بیشتر یادگیری در سازمانها از طریق تجربه حین کار صورت می گیرد تا دوره ها و کلاس های آموزشی. جنینگ این مساله را در قالب یک مدل مطرح کرد تا یک فرمول. به نظر او در شرایط و سازمان های متفاوت امکان دارد این درصدها کمی تغییر کنند.

بازنگری مدل 70:20:10

این مدل در طول سال ها به طور قابل توجهی گسترش داده شده و مورد توجه سازمانهای بسیار زیادی قرار گرفت. البته در بسیاری موارد سازمان ها با این چالش روبرو بودند که این مدل را چگونه اجرایی کنند. شاید در نگاه اول، این مدل ساده و ابتدایی به نظر برسد اما برای متخصصان و افراد کارآزموده در حرفه آموزش، راضی کردن سازمان ها به پیروی از این مدل و همچنین به تصویر کشیدن میزان بازگشت سرمایه ناشی از تمرکز بر این مدل کاری دشوار بود.

مطالعات اخیر موسسه DDI نسخه جدیدی از این مدل را ارائه کرده است. این موسسه در سال های 2014/2015، با مطالعه بر روی 13000 رهبر سازمانی نتایج قبلی مدل 70:20:10 را مورد بازنگری قرار داد. آنها به این نتیجه رسیدند که از دیدگاه این رهبران، آموزش حین کار 55%، یادگیری از طریق افراد 25% و 20% یادگیری از طریق دوره های آموزشی محقق می شود. این نتیجه تصدیقی است بر اظهار نظر جنینگ که این تنها یک مدل مرجع است نه یک فرمول ثابت و همیشگی.

در حال ارسال
نقد کاربر
5 (3 رای)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست