موانع حرکت به سمت سازمان های شاد و موفق 6

موانع حرکت به سمت سازمان های شاد و موفق

فعالیت های کسالت آور:

بیرون از اینجا، کمی این طرف یا آن طرف تر، هیچ کاری را نخواهید یافت که تمامی فعالیت های مرتبط به آن برای شما سرشار از انرژی و جذابیت باشد. هر کاری به اندازه خودش لحظه های کسالت بار، موقعیت های دشوار، فعالیت های تکراری و خسته کننده، تعاملات نامناسب و ارتباط با افراد آزار دهنده و نچسب را دارد. البته، اگر کار شما از آن نوع کارهایی است که بیشتر فعالیت های آن برای شما غیر قابل تحمل است شاید باید کم کم به فکر کار دیگری باشید. اگر کار شما گاهی اوقات فعالیت های کسالت بار به همراه دارد، مساله اصلی نوع دیدگاه شما به این فعالیت هاست. اگر شما با جملاتی نظیر ” اه، این دیگه چه کاریه، بدم میاد از این کار، نمی دونم چرا همیشه باید من اینو انجام بدم” ذهن خود را درگیر می کنید، می توانم به شما اطمینان بدهم که اوضاع به مراتب بدتر خواهد شد. اما اگر شما با نگرشی بازی گونه و خلاقانه نگاه کنید، اوضاع کمی بهتر خواهد شد. حتی گاهی شما می توانید از آن فعالیت ها یک برنامه شاد و سرگرم کننده بسازید. در ادامه به چند رویکرد که می تواند کارساز باشد اشاره می کنم:

1) بیا این کار را از این به بعد این طور انجام دهیم.

2) بیا این 10% باقیمانده را سریع تر از قبلی ها انجام دهیم.

3) بگذار ببینم آیا می شود آن را کمی جذاب کرد؟

4) بیا به جای این که از این کار شکایت کنیم با تمرکز بیشتری انجامش دهیم.

البته یک راه حل دیگر هم وجود دارد و آن هم این است که اصلاً انجامش ندهیم. به یاد داشته باشید که ممکن است فعالیتی که برای یک فرد بسیار بی معنی و کسالت بار است از نظر دیگری سرشار از جذابیت و سرگرمی باشد. در چنین شرایطی خجالت آور است اگر به دوست یا همکارتان که عاشق این فعالیت است اجازه انجام آن را ندهید، غیر از این است؟!!! پس تلاش کنید ببینید آیا فرد دیگری هست که فعالیت مورد نظر شما را دوست داشته باشد و شما هم بتوانید بخشی از فعالیت های او را با میل و رغبت بیشتر انجام دهید؟ با مدیرتان در این مورد صحبت کنید تا مساله حل و فصل گردد.

بی عدالتی و تبعیض:

موضوع مخالفت با تبعیض و گرایش به سمت عدالت در نهاد طبیعی همه موجودات زنده وجود دارد. به این مثال توجه کنید: گروهی از میمون ها را کنار هم جمع کنید. به آن ها آموزش دهید که یک تکه سنگ خاکستری شفاف به شما بدهند و در مقابل یک تکه سیب دریافت کنند. پس از این که میمون ها این کار را یاد گرفتند، دو تا از میمون ها را جدا کرده و در قبال تکه سنگی که می آورند به یکی انگور و به دیگری همان تکه سیب را بدهید. میمون ها سیب را دوست دارند اما انگور را به مراتب بیشتر دوست دارند چون طبع آن ها شیرینی را ترجیح می دهد. وقتی یکی از میمون ها می بیند که شما به دیگری در قبال کاری که انجام می دهد انگور می دهید ولی سهم او فقط سیب است، از همکاری یا در واقع ادامه بازی سر باز می زند. ” لطفاً کمی دقت کنید”… عکس العمل میمون داستان ما مثل گفتن چنین جملاتی توسط کارکنان یک سازمان است: ” شما به آقای … انگور می دهید و در مقابل به من فقط سیب می دهید. منظورتان این است که از کار من راضی نیستید؟!! من هم انگور می خواهم حالا که اینجوریه من اصلاً کار نمی کنم”. در تحقیق دیگری که با آزمایش بر روی مغز انسان انجام شده است، محققان کشف کردند که در مغز ما نرون هایی وجود دارند که وقتی ما احساس می کنیم مورد بی عدالتی قرار گرفته ایم مانند چراغ روشن شده و عکس العمل نشان می دهند. به نظر می رسد احساس نیاز به عادلانه دیدن همه امور چیزی نیست که فقط در قالب های روان شناختی افکار ما انسان ها بگنجد بلکه به طور غریزی و ذاتی در طبیعت ما نقش بسته است.

به همین دلیل است که بی عدالتی یکی از فاکتورهای اصلی ضد انگیزش در محیط های کاری است. افراد در برابر بی عدالتی خیلی سریع واکنش نشان می دهند به خصوص زمانی که در محیط کار، شاد نیستند. جک ولش مدیر اجرائی شرکت جنرال الکتریک از خاطرات تجربیات اولیه خود در محیط کار می گوید: ” اولین رئیس من کسی بود که به هیچ وجه روش کارش را نمی پسندیدم. من احساس می کردم که خیلی خوب کار می کنم اما تلاشم جدی گرفته نشده و به آن توجه نمی شد. من باعث رشد 10 درصدی فروش شرکت شده بودم و فکر می کردم از همه کسانی که دور و برم هستند با انگیزه تر و موثرتر برای شرکت کار می کنم. من در سطح بالاتری از سایرین کار می کردم و شاید مشکل اصلی همین بود. رشدی که عملکرد من در شرکت ایجاد کرده بود در طول مدت فعالیت شرکت بی سابقه بود، اما این موضوع به چشم هیچ کس نمی آمد و انگار اصلاً برای کسی اهمیت نداشت. من هم تصمیم گرفتم استعفاء بدهم. در آن روزگار فرزندم تازه به دنیا آمده بود و نیاز به پول داشتم. از مادرم 1000 دلار قرض گرفتم و با اقتدار استعفاء دادم”. شاید به آن اندازه ای که عدالت و مساوات در یک سازمان مهم است، القاب و عناوین و جایگاه های سازمانی و … مهم نباشد. با این که عدالت و برقراری آن در محیط کار به تنهایی نمی تواند باعث ایجاد شادی شود، اما بی عدالتی به راحتی می تواند باعث ایجاد محیطی ناشاد و طاقت فرسا برای کارکنان شود. در کاریکاتوری در مجله نیویورکر این موضوع به طرز جالب توجهی به تصویر کشیده شده بود. تصویر به این صورت بود که نشان می داد یک سازمان به دلیل عملکرد گروهی از افراد به رشد بی سابقه ای در فروش دست یافته بود. یکی از کارکنان فعال و تاثیر گذار در دست یابی به سود رو به مدیر کرده و می گفت: ” آقای مدیر، اگر نمی توانید بخش کوچکی از سود حاصل شده برای شرکت را به من بدهید حداقل آن بخشی را که به پترسون می دهید قطع کنید. پترسون هم در گوشه تصویر بر روی صندلی خود لم داده، خمیازه می کشد. او یکی از کارکنان تنبل و بی عار شرکت است که در فرآیند دست یابی شرکت به این سود نقش خاصی نداشته است”.

برگرفته از کتاب سازمان های شاد و موفق، ترجمه دکتر دامون نوذری.

مقاله های ما در حوزه سازمان های شاد و موفق در ساز و کار نو را دنبال کنید.

در حال ارسال
نقد کاربر
5 (1 رای)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست