5/5 - (1 امتیاز)

موانع حرکت به سمت سازمان های شاد و موفق بخش اول

موانع حرکت به سمت سازمان های شاد و موفق

ما به عوامل ایجاد شادی در محیط کار نیم نگاهی انداختیم اما عواملی که باعث ایجاد ناشادی در محیط کار ما می شوند را هنوز مورد توجه قرار نداده ایم. بیایید کمی در این مورد فکر کنیم، چه چیزی باعث ناشادی ما در محیط کار می شود؟ آیا در این موارد کاری از دست ما بر می آید؟

شما می توانید شش فاکتور موثر در شادی افراد را در محیط های کاری که در مقاله های پیشین به آن ها اشاره شد را مرور کنید. این عوامل باعث شادی افراد می شود و کمبود هر یک از آن ها می تواند درصدی از شادی افراد را کاهش دهد. محیط کاری که به افراد اجازه نمی دهد مثبت باشند، یاد بگیرند، برخوردی باز داشته باشند، مشارکت کنند، معنی و مفهوم کار خود را درک کنند و به دیگران محبت کرده و از محبت آن ها بهره مند شوند، تبدیل به فضایی وحشتناک و خفقان آور خواهد شد. خب در کنار نبودن یک یا چند مورد از فاکتورهای مثبت اشاره شده، دیگر چه عوامل مهم دیگری هستند که می توانند ما را به فردی ناشاد و بلاتکلیف در کار تبدیل کنند؟ به این موارد توجه کنید شاید شما هم چنین مشکلاتی در محیط کار خود داشته باشید:

موانع حرکت به سمت سازمان های شاد و موفق:

  • مدیران بد
  • فرهنگ اضافه کاری
  • همکاران بدقلق
  • استرس و تنش های اضافی در محیط کار
  • تعارض در محیط کار
  • بروکراسی
  • بایکوت
  • افراد منفی نگر
  • فعالیت های کسالت بار
  • بی عدالتی و تبعیض
  • ترس از بیکار شدن

مدیران بد:                                 

“در یک شرکت چاپ و نشر محلی، مدتی به عنوان مسئول روابط عمومی مشغول به فعالیت بودم. در یکی از روزهای کاری، مادرم با من تماس گرفت و گفت حال مادربزرگت بسیار بد است. دیگر امید چندانی به زنده ماندنش نیست و در این آخرین ساعات می خواهد تو را ببیند. مادرم از من خواست تا خودم را هر چه سریع تر به خانه برسانم. من با مدیرم در این باره صحبت کردم و ماجرا را به طور کامل برایش شرح دادم. به او گفتم که رابطه من و مادربزرگم بسیار عاطفی و صمیمانه است. او در پاسخ به من گفت: خب، هنوز که ایشان در قید حیات هستند، امیدوارم زودتر خوب شوند. چون زیاد کار داریم نمی توانم مرخصی شما را تائید کنم. او از من خواست که تا پایان وقت اداری در شرکت بمانم اما هر چه سعی کردم نتوانستم این کار را انجام دهم و بدون اجازه شرکت را ترک کردم”. بدون شک اصلی ترین عامل ایجاد کارکنان ناشاد، کار کردن با یک مدیر بد است. هیچ چیز به اندازه مدیرتان قدرت تغییر شرایط شما در کوتاه ترین زمان ممکن از خوب به بد و بالعکس را ندارد. چندی پیش تحقیقی در کشور انگلستان انجام شد و نشان داد که از بین هر 4 مدیر، یک نفر علائم مدیر بد بودن را داراست. این نسبت در کشور نروژ، 1 به 5 است.

بر مبنای تحقیقات دو تن از محققان علم مدیریت (Sharon Jordan-Evans & Beverly Kaye) هنگامی که یک فرد استعفاء می دهد، در واقع کار خود را ترک نمی کند بلکه مدیر بد خود را ترک می کند. بر اساس
ارزیابی های انجام شده 75% از افرادی که کار خود را ترک می کنند، یکی از عوامل اصلی ترک کارشان را مدیرشان عنوان کرده اند. این گونه افراد وقتی برای کار به شرکت های دیگر مراجعه می کنند دلایل ترک کار خود را مواردی چون احساس نیاز به رشد یا کسب درآمد بیشتر و … عنوان می کنند اما اگر حرف دلشان را بشنوید می گویند: ” کار با یک مدیر بد من را به جلسه مصاحبه با شما کشانده است”. دلیل اصلی این که داشتن رئیس بد بسیار مضر و خطرناک است به این موضوع بر می گردد که قدرت در دست روسا و مدیران است و آن ها می توانند به راحتی موقعیت کاری ما را تغییر دهند. آن ها می توانند کار را برای ما سخت تر یا آسان تر کنند. آن ها می توانند بودن یا نبودن ما در محیط کار را رقم بزنند. به همین دلیل داشتن ارتباط موثر با مدیران در روند کار و شادی شما در محیط کار بسیار مهم و تاثیر گذار است.

چه نوع مدیرانی باعث ناراحتی و افسردگی افراد در محیط کار می شوند؟ یک مدیر بد با صفات ذیل، هیچ گاه مدیریت یک تیم شاد و خلاق را تجربه نمی کند:

  1. منفی نگر.
  2. همه چیزدان، بی توجه به یادگیری.
  3. دارای رفتار بسته و خشک.
  4. بی اعتقاد به تفویض اختیار و اجازه برای بروز اشتباه.
  5. بی توجه و ناآگاه نسبت به مفهوم واقعی کار.
  6. نامهربان و خسیس از لحاظ روحی.

آیا چنین مدیرانی را می شناسید؟ نکند خودتان یکی از آن ها هستید؟ شاید هم گاهی اوقات شبیه چنین مدیرانی می شوید؟ مدیران خوب به جای صدور مکرر دستورات و انفرادی عمل کردن بیشتر باید برای کارکنان خود ایجاد انگیزه کنند. آن ها باید بیشتر نقش مربی گری ایفا کنند تا نقش نظارت و سرپرستی. همه این ها فقط در شرایطی امکان پذیر است که شما کارکنان شادی در محیط داشته باشید و این یعنی مدیران باید الگوی جدید رهبری در دنیا را فرا بگیرند. تا به حال تعداد اندکی دوره های آکادمیک در خصوص این الگوی رهبری جدید در دنیا طراحی شده است. پس اجازه بدهید این فرصت را به آن ها بدهیم.

نحوه تعامل با مدیر بد:

اگر شما واقعاً رابطه خوبی با مدیر خود ندارید یادتان باشد که باید هر چه سریع تر اقدامی در این زمینه انجام دهید. شاید وسوسه شوید که فعلاً دست نگه دارید، با خودتان بگویید بالاخره اوضاع بهتر می شود یا این که به همین زودی ها مدیر شما ارتقاء شغلی یافته و یا استعفاء می دهد. خواهش می کنم منتظر نمانده و اقدام کنید. قبل از این که دست به کاری بزنید به نکات زیر توجه کنید:

  1. رده رفتاری مدیر  خود را شناسایی کنید:

مدیر شما در کدام دسته قرار می گیرد؟

a. او نمی داند مدیر  بدی است.

b. او می داند مدیر بدی است و می خواهد خود را بهبود دهد.

c. او به روی خودش نمی آورد که مدیر بدی است یا این که نمی خواهد خود را بهبود دهد.

خیلی از مدیرانی که باعث ایجاد ناشادی در کارکنان خود می شوند در واقع از این موضوع بی خبرند. هیچ کس تا به حال به آن ها نگفته که آنچه انجام می دهند شیوه درست و اصولی کار نیست. گروه دیگری از مدیران می دانند که شیوه کارشان صحیح نیست و تلاش می کنند مهارت های خود را بهبود دهند، این گروه از مدیران نیاز به حمایت و راهنمائی دارند تا مسیر خود را به نحو مطلوب ادامه دهند. گروه سوم آن هایی هستند که به هیچ وجه نادرست بودن شیوه رهبری خود را نمی پذیرند یا این که قبول ندارند شیوه آن ها باعث ایجاد محیطی ناشاد می گردد. این تیپ مدیران به چیزی فراتر از حمایت و کمک دیگران نیاز دارند و امکان دارد هیچ گاه نتوانند در این زمینه خود را بهبود دهند. پیشنهاد می کنم هر چه سریع تر از آن ها دور شوید.

2. به مدیرتان اجازه دهید یاد بگیرد چه چیزی را باید بهبود دهد:

اگر مدیر شما در گروه های a و b قرار می گیرد، باید به او اجازه دهید یاد بگیرد چه چیزی را باید بهبود دهد. شاید این موضوع به دلیل نبود توازن بین قدرت مدیر و کارکنان کمی ترسناک به نظر آید اما کاری است که باید انجام شود. مدیران قدرت ذهن خوانی ندارند به همین دلیل باید در کمال صداقت و در چارچوبی درست و اصولی در مورد شیوه مدیریتشان به آن ها اطلاع داده شود.

3. این طور فکر کنید که مدیرتان نیت بدی ندارد:

سعی کنید ذهنیت مثبتی داشته باشید. ذهن ما انسان ها به طور خودکار ایده ها و افکار منفی را بیشتر و بهتر جذب می کند. این طور تصور کنید که مدیرتان واقعاً از تاثیرات رفتارش با شما بی اطلاع است و هیچ قصد و غرض خاصی را پشت رفتارش پنهان نکرده است.

4. زمان مناسبی را برای صحبت انتخاب کنید:

در میان یک جلسه کاری مهم، صبح حین ورود به سازمان یا آخر وقت یک روز کاری پر مشغله زمان های مناسبی برای صحبت نیستند. مطمئن شوید که زمان مناسبی را برای صحبت انتخاب کرده اید، زمانی که طی آن کسی مزاحم نخواهد شد و شما می توانید به راحتی و با فراغ بال با مدیرتان صحبت کنید.

5. خیلی زود اقدام کنید:

شما هر روز بیشتر وسوسه می شوید که صحبت با مدیرتان را به تعویق بیاندازید شاید اوضاع خود به خود بهتر شود. این کار را نکنید. به حرف من گوش بدهید و نتایج خارق العاده آن را ببینید.

6. تاثیرات رفتارش بر روی خودتان و محیط کار را توضیح دهید:

به طور شفاف برایش توضیح دهید: ” اگر شما کار X را انجام دهید، Y اتفاق می افتد و نتیجه هم چیزی جز Z نخواهد بود.”

7. چند گزینه به او پیشنهاد کنید:

اگر می توانید برای او شرح دهید که چگونه می تواند رفتار یا کارش را بهبود دهد. چند گزینه واضح و کارساز به او پیشنهاد دهید تا بتواند تغییرات مثبتی را ایجاد کند.

8. به طور منظم و با ادبیات مناسب از او تقدیر کنید:

وقتی که مدیرتان در مسیر حرکت به سمت شادی، درست گام بر می دارد، از او قدردانی کنید. بسیاری از مدیران هیچ گاه توسط کارکنان خود تقدیر نمی شوند چرا که کارکنان به اشتباه این طور فکر می کنند که همیشه مدیران باید از آن ها تقدیر کنند. شاید برای شما کمی سخت باشد که این گونه با مدیر خود تعامل کنید و در برخی موارد به او راهکار هم ارائه دهید، اما اگر مدیر شما فرد لایقی باشد، عکس العمل خوبی نشان می دهد و بی نهایت از شما سپاسگزاری خواهد کرد. تنها در چنین فضایی است که یک مدیر می تواند بیاموزد که چگونه کارها را بهتر انجام دهد.

برگرفته از کتاب سازمان های شاد و موفق، ترجمه دکتر دامون نوذری.

مقاله های ما در حوزه سازمان های شاد و موفق در ساز و کار نو را دنبال کنید.

در حال ارسال
نقد کاربر
5 (10 رای)
امتیازات نظرات 0 (0 بررسی ها)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال ارسال

فهرست